آموزش اعتماد به نفس قسمت چهارم با حمیدرضا بشیری پدیده خوشبین بودن و بدبین بودن پدیده خوشبین بودن که امروزهروز بسیار در شبکههای اجتماعی خصوصاً در اینستاگرام درس داده میشود؛ اما واقعاً این چه پدیده بوده است که اینقدر دراینرابطه صحبت میشود خب تصور کنید که شما میخواهید پولدار بشوید خب چه چیزی بهتر از اینکه راههایی را به شما آموزش بدهند و پولهایی را از شما بگیرند و به شما رؤیا ای را بفروشند آن هم با نام خوشبینی ببینید موضوع خوشبینی بسیار حساس است و اصلاً چیزی که بیان میشود نیست. انسان خوشبین یک دید خوبی نسبت به کارها دارد بگذارید این هم با مثالی باز کنیم تصور کنید که وارد یک نمایشگاه خودرو میشوید و شواهد نشان میدهد از نوع قولنامه نوشتن از نوع پوشش و صحبتکردن افراد خیلی بوی خوبی نمیآید؛ ولی شما خوشبینانه رفتار و فکر میکنید و در نهایت یک کلاه بزرگی بر شما میرود؛ اما اگر کمی این خوشبینی را با زیرکی مراقبت کنید و دقیقاً موقع خرید آن خودرو تنها با چند صد هزار تومان کار استعلام وضعیت خودرو را به یک وکیل کاردرست و متخصص بسپارید که استعلامهای گوناگون را انجام بدهد که شکایتی بر روی پلاک نباشد یا اینکه در برابر قمار یا شرطبندی به نمایشگاه گذاشته نشده باشد یا چندین و چند دلیل دیگر و همینطور کارشناسی کامل رنگ کارشناسی کامل فنی خودرو و در نهایت با شرایط مناسب واریزی آن خرید را انجام بدهید. این یک نوع خوشبینی سالم و درست است نه سادهانگاری و راحت بودن که معمولاً از روی ضعف من و شما میباشد انسان خوشبین معمولاً زندگی سالمتری دارد معمولاً راحتتر از بقیه زندگی میکند و سختیها و ترسهایی که اصلاً وجود ندارند را به ذهن خود وارد نمیکنند. دوره آموزش عزت نفس برای مثال یک انسان بدبین را هم معنی میکنیم که اصلاً سق آن را با حرف بدوبیراه برداشتهاند یا سق سیاه یا بندناف آن را با نشدن بریدهاند دقیقاً افرادی هستند که حتی خوشبختی و دارایی معنوی و مادی خود را هم انکار میکنند و هیچوقت نمیگویند که خدایا شکرت که این سلامتی را دارم خدایا شکرت که این ماشین ارزان را دارم خدایا شکرت که توانایی خواندن و نوشتن را دارم و غیره... حتی در زمان شروع کار در زمان ازدواج در زمان کارهایی که میکند همیشه نق میزند همیشه نالان است و از زمینوزمان شکایت دارد همهوهمه را مقصر میداند این دسته از افراد واقعاً زندگی نمیکنند و زندگی را به کام خود و به کام دیگران تلخ میکنند. خب دلیل این همه مسئله در یک فرد چیست؟ این افراد هیچ آموزشی را نمیبینند و همیشه خود را همهچیزدان میدانند و حتی همسران این افراد بسیار سخت زندگی میکنند واقعاً باید از هر چیزی شکر کرد و آن لحظهای که به فکر نداشته افتادهایم مشکلی نیست در پی پیشرفت و تلاش و رسیدن قدم بر میداریم؛ اما دقیقاً زمانی که بسیار در فکر نداشتهها فروبرویم دقیقاً به شیطان وصل شدهایم نه خدا و خودمان که همه چیز را کمی رنگیتر و زیباتر ببینیم. انسانهایی که همیشه حرص دارند انسانهایی که دودستی به این دنیا چسبیدهاند و هیچچیزی را رها نمیکنند واقعاً به سختیهای بسیاری دچار میشوند در آخر این دنیا هیچ خبری نیست ما تلاشمان را برای پیشرفت میکنیم؛ ولی نه آنکه دیگر از هیچ بخش از زندگی خود لذتی نبریم و مشخصاً این دنیا را جهنم کنیم هیچ کجا هیچ خبری نیست کمی آرام و پیوسته رفتن هم خوب است کمی شکرگزاری هم خوب است و خوشبین بودن به اینکه خدا هست و از قدرت اتکال و توکل خدا استفاده کنیم که هیچچیز بالاتر از آن نیست سعی کنیم خوشبین باشیم انسان باهوش از بین اتفاقها هم توجه میکند که چه درسی در آن وجود داشته است. خوشخیالی که مریضی بیمسئولیتی هست اما موضوع خوشخیالی که یک بیمسئولیتی مزخرف بیشتر نیست توضیح میدهیم خوشخیالی دقیقاً یعنی اینکه من کار خودم را با بیکیفیتترین حالت انجام میدهم و در نهایت هرچه شد، شد و رهایش میکنم خوشخیالی یعنی اینکه خودم را دوست ندارم، انتخاب بد میکنم یا انتخاب با چشمباز نمیکنم و هرچه شد، شد خوشخیالی یعنی اینکه کلمه من را بهخوبی متوجه نشدهام و مواقع شکست آویزان دیگران خواهم شد و مسئولیت انتخابم را نمیپذیرم.این موارد را در آموزش اعتماد به نفس مهم بدانید. خوشخیالی یعنی اینکه من رابطه خطرناک و ناامن را شروع میکنم یا ادامه میدهم خوشخیالی یعنی اینکه من از تغیر میترسم از نشدنها از نه شنیدنها میترسم خوشخیالی یعنی اینکه من لایق بهترینها نیستم کمترینها و بدترینها را انتخاب میکنم سطحهای پائینتر را انتخاب میکنم خوشخیالی یعنی اینکه من انتخابهای بیش از اندازه بالاتر یا پائینتر میکنم هم اندازه بودن را حالا با کمی حدود بیست الی سی درصد تفاوت نمیپذیرم خوشخیالی یعنی اینکه همه چیز از طریق یک نیروی ماورایی درست میشود نه با قدمها و تلاش من آن هم پیوسته و مستمر انسان مثبتاندیش عملگرها و زیرک معمولاً موفقترین نوع انسانها در جهان است حالا هر کدام در اندازه و حدود خودش انرژی منفی تقریباً مورداستفاده آدمهای بیاطلاع هست در مورد انرژی منفی در آموزش اعتمادبهنفس ویدئو بعدی بهتر و بیشتر صحبت کردهایم هم بهصورت متنی و هم بهصورت تصویری شادی همیشه پس از انجام بهموقع و درست و پیوستهکارها پدیدار خواهد شد - حمیدرضا بشیری موفقیت رمز شادی تداوم و استمرار
آموزش اعتماد به نفس بخش سوم با حمیدرضا بشیری اعتماد را چون روغن در شیشه بدان چو بشکست و ریخت در جوارش همچو شیشهای خب در مورداعتماد بسیار سخنها دارم و بارهاوبارها در این باره صحبتهایی کردهام و بسیار نوشتهام؛ اما در این باب عرض کنم خدمتتان که موضوع اعتماد چه در عشق و عاشقی چه در دوستیها و در همه امور و حتی کسبوکار حرف اول و آخر را میزند جالبتر این جاست که بیشتر مردم این را میدانند؛ ولی عمل نمیکنند. در باره عشق و ازدواج جمله ای را در یکی از پست های اینستاگرامی کامنت گذاشتم و متوجه شدم که چقدر برای آنها مهم و پر ارزش بود در این پست که دکترای روانشناسی هم هم داشتند در مورد عشق صحبت میکردند و من نوشتم که اعتماد از خود عشق واجبتره ! خیلی این جمله شاید ساده و معمولی باشد اما واقعاً زمانی عشق حقیقی وجود دارد که شناخت بسیار زیادی رخداده باشد؛ یعنی همه وجود یکدیگر را بشناسیم البته متأسفانه آدمهایی که همیشه فیلم بازی میکنند هم هستند و این انسانهای همیشه در صحنه هستند که تمام اعتماد جامعه را خراب کردهاند.آموزش اعتماد به نفس سایت رسمی بشیری اعتماد میوه شناخت واقعی و حقیقی انسانهاست و اعتماد زمانی که شکل میگیرد بسیار داستان کسبوکار را متفاوت میکند در وسائل هم همین است شاید شما به خودرویی که تازه خریده باشید اعتمادی نکنید که یک مسافرت طولانی با آن بروید؛ اما خودرویی که چند سال دست شماست و همه زیروبم آن را میدانید تقریباً با خیال راحتتری مسافرت میکنید. دقیقاً در انسانها هم همین است از شناخت میتوان تصمیم گرفت که چگونه و چطور میتوان با این افراد مسیری را رفت حالا میتواند به یک مهمانی به یک رستوران یا نهایتاً چند ماه و چند روزی باشد موضوعی که بسیار جذاب و جالب است این است که اعتماد زمانی که از بین رفت نه از سکوت کاری ساخته است و نه از فریاد تنها دلی شکسته میماند که حساب و کتابش با خداست.اعتماد به نفس یعنی تمرین همه این موارد معمولاً کسی که اعتماد را خراب میکند حالا با خیانت با دروغ یا هر موردی که حقیقتاً ثابت بشود برگشت آن بسیار سخت است نشدنی نیست؛ اما اثبات مجدد آن واقعاً سخت و دشوار است در مورد خیانت جنسی یا رابطهها معمولاً برگشت آنها سختیهای زیادی دارد مگر اینکه شخص مدتی خودش را تماموکمال ثابت کند که در این موارد افراد مشکلات کودکی را حل نکردهاند و همچنان با آن خیانتها پوششی بر روی آنها میگذارند و تا موارد دوران کودکی و نوجوانی آنها حل نشده باشد کار بسیار دشوار است و در این مورد حتماً به متخصص خیانت مراجعه نمایید. اعتماد کلا شش حرف بیشتر نیست؛ اما معمولاً پس هر چیز خوبی در جهان همین کلمه اعتماد است مثل: دوستداشتن، عشق، شغل، ثروت و هر آن چیزی که خوب است و باکیفیت ستون اصلی اعتمادبهنفس اعتماد به خود و دیگران است اعتمادبهنفس یعنی من به خودم اعتماد دارم، یعنی اگر گفتم که میتوانم این زبان را بیاموزم شش ماه یک سال زمان را صرف میکنم و بهخوبی این زبان را میاموزم یا این ساز خوشصدا را یا هر چیزی که فکرش را میکنید دقیقاً باید به اینها اشاره کرد اعتماد داشته باشم به خودم. چرا در جامعه خصوصاً جوانها اعتمادبهنفس ندارند؛ چون بارهاوبارها تصمیم گرفتهاند که زبان انگلیسی را یاد بگیرند کلاس هم رفتهاند و به هر طریق آن را رها کردهاند در کسبوکارها به خودشان اعتماد ندارند که چند ویدئو از خودشان و تخصصی که دارند در اینستاگرام یا یوتیوب قرار بدهند و بهانههای عجیبوغریب میآورند بحث اعتماد به خود هست که من این کار را اعتماد دارم به خودم که شروع میکنم و تمام میکنم این بسیار مهم است اتمام کار بسیار مهم است. معمولاً اگر ما تعدادی کار حتی ساده را همانند مسواکزدن روزانه یا حتی یک برگ کتاب یا یک پاراگراف را تصمیم بگیریم که بخوانیم و هر روز این کار را و به مدتی که معلوم کردهایم انجام بدهیم شک نکنید که اعتمادبهنفس شما بسیار مثبت شده و هر روز به خودتان اعتماد بیشتری پیدا میکنید و حال میتوانید به دیگران هم کمکم و با شرایطی که در ویدئو بعدی وجود دارد اعتماد کنیم و شخصی خواهیم شد با اعتمادبهنفس چه اندازه جالب است که متأسفانه ما آدمهایی که با پر رویی رفتار میکنند یا در جمعه خیلی شلوغکاری میکنند را با اعتمادبهنفس میدانیم در صورتی اصلاً اینطور نیست معنا اصلی و درست اعتمادبهنفس دقیقاً همین است. معنی اصلی پول ارزش معنی اصلی پول یعنی ارزش، ارزش یعنی کاری که من برای شما به روش درست در زمان مناسب و تخصصی که دارم انجام میدهم خب تصور کنید که خدایی نکرده همسر شما مشکل قلبی پیدا کند شما حاضر هستید که به پزشک متخصصی که در دسترس هست تمام دارایی خود را بدهید تا ایشان زنده بمانند این معنای ارزش است یا تصور کنید که ارزش یک لیوان آب را برای کسی که در کویر یا بیابان گیر افتاده است چند میلیون دلار یا چند میلیارد تومان ارزشمند است این معنای اصلی ارزش است. در مشاورههای شغلی و آموزش کسبوکار همیشه در درسها اعلام میکنم که به دنبال خلق ارزش باشید هر آن چیزی که در این جهان به جایی رسیده است ارزشمند شده است یکتکه فلز کاملاً بهدردنخور میتواند حالا با کمی آلیاژ متفاوت یک واشر باشد یا یک سکه بهعنوان پول یا همان مقدار فلز که هیچ ده درصد آن تبدیل به یک عقربه ساعت در ساعت برند رولکس میشود چه قیمتی پیدا میکند نه؟ پس باید بدانیم که ارزشهای خلق شده چگونه بودهاند و امروزهروز از همان طریق خلق ارزش کنیم که به دنبال آن مشهورشدن و پولدار شدن هم قطعاً خواهد آمد. پول وسیله است نه هدف پول وسیلهای هست برای خرید پول وسیلهای است برای راحتی پول وسیلهای است برای پیشرفت علمی پول وسیلهای است برای سلامتی پول وسیلهای است برای زیبایی پول وسیلهای است برای ابراز عشق پول وسیلهای است برای مهر و محبت خلقکردن پول وسیلهای است برای بخشیدن پول وسیلهای است برای ایجاد شغل و کار پول وسیلهای است برای بهبود روابط پول وسیلهای است برای تبلیغ چه دینتان چه شغل یا خودتان پول وسیلهای است برای خریدن تمام نیازهای این دنیا و آن دنیا پول وسیلهای است برای خوشبختی پول وسیلهای است برای مهربانتر بودن. برای دیدن برنامه آموزش عزت نفس اینجا کلیک کنید زمانی که پول هدف ما شد راحتی را فروختهایم علم را فروختهایم عشق را فروختهایم مهر را فروختهایم و فقط پول داریم نه هیچچیز دیگر پدیده امیدواری از کجا آمده است؟ اطمینان+امنیت+آرامش
آموزش اعتماد به نفس مخصوص کار آفرینان و مدیران کسبوکار من میتوانم به اهدافم برسم توانایی این کار را دارم یعنی اصالت اعتمادبهنفس اعتماد به خود هست و اینکه من میتوانم را جزئی از زندگی خود بداند که من میتوانم و من توانایی بهدستآوردن این ماشین این خانه و این درآمد این همسر را دارم من توانایی یادگیری این زبان را دارم من توانایی این کار را دارم و اینها است که میتواند به یک انسان جسارت و اقدام را ببخشد. نمیدانم پاراگراف بالایی را چگونه بیان کنم آنقدر مهم است که حد و حسابی ندارد آنکه به خودمان بگوئیم من متوانم و توانایی این کار را در خودم میبینم البته در بخش اهداف بهآسانی بیان کردهایم که اهداف چگونه نوشته میشوند چگونه باید آنها را دستهبندی کرد و بهاینترتیب بهتر و ساختیافتهتر میتوان به اهداف دست پیدا کرد و همین مهمترین نکته برای زندگی است. دوره آموزش عزت نفس رایگان از اینجا تماشا کنید PC NC این دو نکته را واقعاً دریابیم که اینقدر مهم است این سی و پیسی به معنای زیر هستند: پیسی: پازتیو کانفیدنس یا همان اعتمادبهنفس مثبت ان سی: نگاتیو کانفیدنس یا همان اعتمادبهنفس منفی هستند این دو را اگر بخواهیم معنی کنیم؛ یعنی اینکه ما انسانها از زمان کودکی تقریباً تا سن هشتسالگی و حتی در سن سالها بالاتر هم اعتمادبهنفس ما شکل میگیرد. دروغی به نام: اعتمادبهنفس ندارم این یک اشتباه یا شاید هم یک دروغ بزرگ است؛ زیرا اعتمادبهنفس میتواند منفی باشد یا مثبت کسی که اعتمادبهنفس منفی دارد معمولاً دیدگاه منفی به خود دارد که از پسکارها برنمیآید حالا بر اساس تصمیمهایی که گرفته است یا اهدافی را که مشخص کرده است و به آنها نرسیده یا منفی زدنهایی که دیگران حتی خانواده در آن تخصص دارند که تو هیچی نمیشی تو فلات تو بهمان یا مسخرهشدنها همه این موارد اعتمادبهنفس فرد را منفی میکند. اما فردی که معمولاً این موارد برایش اتفاق افتاده تنها با انجام چند کار ساده مثلاً ده تا 50 تا کار ساده را بهعنوان هدف قرار بدهد و آنها را به سرانجام برساند مشخصاً اعتماد او به خودش مثبت میشود و به یک حالت آرامش و خوبی خواهد رسید. اعتمادبهنفس منفی معمولاً از همین راهی که خدمتتان عرض کردم به وجود میآید و تنها راهی که میتوان آن را به مثبت تغیر داد همین است. این عبارت را روزانه با خودتان تکرار کنید این عبارات تأکیدی تأثیر مثبت و رو به جلویی بر روی شما به وجود میآورد من میدونم من میتونم من توانایی انجام کارها را دارم من خودم را دوست دارم من توانایی رسیدن به فلان هدف را دارم در قسمت فلان کمکردن وزن شغل یا هر چیزی میتواند باشد نکته: سعی کنید در اوایل بلندپروازی نکنید؛ مثلاً از مسواک شروع کنیم از یک کلمه انگلیسی در هفته یا هر چیزی که ساده باشد و وقتی به آن ده هدف رسیدید حالا بزرگتر و بزرگتر فکر کنید و از همین طریق پیشروی کنید.موارد فوق در آموزش اعتماد به نفس به شدت کمک می کند. یکی یا مهمترین صفتهای انسان اعتماد است در باره اعتماد بسیار در اسلایدها و در آموزش اعتمادبهنفس شمارههای بعدی بهتر صحبت کردهام و حتماً به شما پیشنهاد میدهم که متنهای زیر ویدئو را هم بخوانید؛ چون بهشدت میتواند به شما کمک کند ببینید اعتماد یککلمهای است خاص بشر و خدا شما تصور کنید چه مقدار میتوان به یک کالا اعتماد کرد چه مقدار به یک خدمات اعتماد کرد یا حتی کالاها وسیلهها و ابزارها و حتی حیوانات گاهی هرگز نمیتوان اعتماد کرد و گاهی هم بسیار کم میشود به آنها اعتماد داشت و تنها انسان است که اگر اعتماد را در آن ببینیم و اندازه آن را بدانیم میتوانیم تکیه کنیم شاید برای شما سؤال بشود که به ابزارها هم میتوان تا حدی اعتماد داشت؛ اما منظور من مشخصاً اعتمادی خاص است آن هم اعتماد به خود اگر انسان درست و خوبی هستید حتماً آسیب میبینید شک نکنید در این مورد که یک حالت تذکر هم دارم یا حالت یک واکسن متأسفانه همینطور هست انسانهایی که اعتماد میکنند و انسانهای خوبی هستند معمولاً آسیبهایی را تجربه میکنند و همین نکته هست که برخی را تبدیل به یک گرگ یا یک انسان بد میکند؛ چون زخمهایی را خورده است و آن قدر ناراحت است که برای جبران آن کل موضوع را برعکس میکند؛ اما پیشنهاد من خواندن پاراگرافهای بعدی است و اینکه پی این را به تنتان بمالید که متأسفانه این موضوع در انسانهای خوب در طول تاریخ صادق بوده است و اگر تاریخ را مطالعه بفرمایید اتفاق افتاده است. حتی در صنعت آموزش هم بسیاری افرادی که حقیقتاً آموزش رایگان یا حتی پولی دارند و به ملت و مردم از روی خلوص نیت کمک میکنند چنان به آنها د و بیراه میگویند که واقعاً بنده گاهی در عجبم که چرا فلان صفحهای که حقیقتاً هیچ کار مثبتی ندارد نه حتی آموزش اینقدر طرفدار پروپاقرص دارند واقعاً جالب است. پس تقریباً راهی نیست و باید کمی مراقب بود و اندازه و مقدار خوببودن و اعتمادکردن را همیشه بسنجیم تا کمترین آسیب را ببینیم نه چشم و گوش بسته به همه اعتماد کنیم آن هم به حد و اندازه زیاد که این موضوع اصلاً به نفع من و شما نیست موارد مهم در یادگیری اعتمادبهنفس مقدار مورداعتماد به آن فرد به آن شرکت به آن... چه مقدار میشود اعتماد کرد اگر بسیار میتوان اعتماد کرد چرا و چگونه این اعتماد به وجود آمده است و حد ضرر آن چه میزان است خواهش میکنم خواهش میکنم مقدار اعتماد را مراقب باشید شیء مورداعتماد به خودرو به خودکار و مداد خود به وسائل خود چه میزان اعتماد میکنید خاطرم هست که برای یک پرواز در زمان دانشجویی خلبانی هواپیمایی را به من معرفی کردند که با آن چند ده ساعتی را پرواز کنم؛ اما زمانی که وارد رمپ فرودگاه شدم و هواپیما را دیدم واقعاً ترسیدم و چون درسها را خوب خوانده بودم هواپیما را خوب بررسی کردم و کپتن عزیز فرمودند که با همین پرواز میکنیم و از این مورد بنده کاملاً منصرف شدم و حتی با خلبانی دیگر که ساعت پرواز بالایی هم داشت صحبت کردم و متوجه شدم که تصمیم درست است آن هواپیما مورداعتماد نیست و پس از پروازی که داشتم متأسفانه همان هواپیما مشل بزرگی برایش پیش آمد شخص مورداعتماد در همین مثال بالا شخص مورداعتماد من دو خلبان دیگر هم بودند که با آنها هم چک کردم که آیا با این هواپیما پرواز داشته باشم یا نه همین مورد بسیار برای من مهم بود و مثال، مثال درستی هست و در خواستگاریکردن در خرید در استخدام و همه این موارد میتواند مؤثر باشد و واقعاً حتی برای گرفتن دوست هم دقت کنید اشخاص هستند که میتوانند همه باور ما را و اعتمادبهنفس ما را منفی کنند. زمینه مورداعتماد در موضوع زمینه مورداعتماد هم باید بگویم زمینهها مهم هستند یک زمانی هست شما برای ازدواج قدمی را بر میدارید خب این مورد آنقدر مهم است که حدوحساب ندارد زمینه بسیار مهم است یا زمانی که میخواهید یک دریل شارژی برای منزل و کارهای عادی خریداری کنید شاید حد ضرری نداشته باشد و آنقدر زمینه مهمی نیست البته این مثالها بسیار سطحی و عادی هستند خودتان زمینههای اعتماد را واقعاً بررسی کنید و گذشته خود را هم همینطور قانون تمیم و ضد تمیم در اعتماد این قانون در اعتمادبهنفس در این باره است که گاهی انسانها شرطی میشوند و اگر از یک آقا یا یک خانم مشکلی را دیدیم و اعتماد ما از دست رفت شاید به جایی برسیم که همه را به همان چشم ببینیم نه دنیا اصلاً اینطور نیست شباهتها چون وجود دارند شاید به خودمان تلقین کنیم که همه مثل هم هستند درصورتیکه اصلاً این طور نیست خوب و بد هم باهم هست و ما باید دقت کنیم حتی در مواقعی هم متأسفانه افراد چون به فلان مشخصات اعتماد دارد همان را تمیم میدهد و فکر میکند که باید تا انتها اعتماد کرد درصورتیکه باید میانه را گرفت تمیم اینجاها خیلی جواب نمیدهد برای مثال همیشه میگفتند که خودرو ژاپنی بسیار خوب است و من هم یکی از آنها را خریدم ولی چشم شما روز بد نبیند که همین تمیم بنده باعث شد تقریباً همیشه در تعمیرگاه باشم البته نکته مهم این است که حقیقتاً خودرو های ژاپنی عالی هستند؛ اما آن خودرو را سالها پیش و در شرایط بسیار فوری خریدم که حتی کارشناسی هم نکردم و اصلاً همین مطالب را خود من نمیدانستم که باعث ضررهای برای من شد؛ ولی حالا با آگاهی پیش میروم. تست کنید سپس اعتماد واقعاً تست کنید و اعتماد کنید آزمودن واقعاً مهم است چه در ازدواج چه در انتخاب همسر دوست یا هر چیزی که شما فکرش را میکنید باید و باید امتحان کنیم و بررسی کنیم؛ چون بسیار مهم است بیگدار به آب زدن چیزی جز غرقشدن نیست لطفاً مراقب باشید.
آموزش اعتماد به نفس خالیکردن فنجان خالیکردن فنجان یکی از مواردی هست که بسیار میتوانید برای یادگیری از آن استفاده کنید داستان به این صورت است که داستان خالیکردن فنجان این است که سالها پیش در ژاپن استاد سوزوکی استاد زِن از هر گوشه جهان شاگردانی در مدرسه خودش داشت. جوانانی که فقیر و بیسواد بودند در نزد ایشان تعلیم روش نوین زندگیکردن میدیدند. در یکی از سالها 23 نفر را برای تعلیم پذیرفته بود و معمولاً 4 سال طول میکشید تا یک شاگرد استاد شود. تعداد 22 نفر از شاگردان از روستاهای دورافتاده ژاپن آمده بودند و 1 نفر نیز به اصرار پدرش وارد این مدرسه شده بود. این شاگرد اهل توکیو بود و فقیر نیز نبود و صاحب مدارج بود. در این مدرسه اولین سال آموزش چیزی تعلیم داده نمیشد و شاگردان فقط در سال اول زمین را تمیز میکردند و توالتها را میشستند و برای شاگردان ارشدتر غذا درست میکردند. ظرفها را تمیز میکردند و ... در پایان سال اول استاد سوزوکی 23 شاگرد را در محوطه مدرسه دور هم جمع کرد و از بین آنها کسانی را که شایسته ارتقا به سال دوم بودند را انتخاب کرد و تمامی 22 نفری که از روستاها آمده بودند ارتقا یافتند. استاد به شاگردی که از توکیو آمده بود و در آمریکا تحصیلکرده بود گفت: تو هنوز آماده نیستی! باید یک سال دیگر نیز در این پایه بمانی! آن شاگرد جا خورد و استدلالی که آن شاگرد از این حرکت استاد داشت این بود که حتماً استاد خواسته تا او در همین پایه بماند و به شاگردان جدیدالورود کمک نماید، آنها را راهنمایی کند و دو سال دیگر نیز در همان پایه ماند... در آخر سال دوباره استاد سوزوکی او را تجدید کرد! به او گفت که هنوز آماده نیستی و یک سال دیگر نیز باید در پایه اول بمانی! این بار شاگرد عصبانی شد. فریاد زد و سر استاد داد کشید... استاد در حال نوشیدن یک فنجان چایی بود. استاد گفت: آرام باش و بنشین. استاد از او خواست تا برایش یک فنجان چایی بریزد. شاگرد چایی را در فنجان ریخت و فنجان پر شد و استاد گفت چرا بیشتر نمیریزی؟ ادامه بده شاگرد باز هم ریخت و چایی از فنجان سر رفت و روی میز ریخته شد. استاد گفت: دلیل اینکه هیچوقت ترفیع نگرفتی این بود که تو مثل این فنجان تو پُر هستی. هر مطلب و دانشی که میخواستم به تو یاد بدهم نمیتوانست وارد ذهنت شود و سر میرفت اعتمادبهنفس اعتمادبهنفس امروزهروز بسیار بازارگرمی پیدا کرده است و همینطور که میدانیم در این نوع از بازارها معمولاً اتفاقهای خوبی رخ نخواهد داد و جالبتر از همه اینکه متأسفانه برخی که اطلاعاتی حتی سطحی هم از این موضوعات درسی ندارند سخنرانی میکنند؛ اما من در زمینه روانشناسی کسبوکار در دانشگاه نزد بهترین استاد این درسها را آموختم و بیش از آن تحقیقاتی در رادیو های امریکایی و همینطور متنهای بااصالت جستجو کردم تا به این محتوا رسیدهام؛ اما باور کنید همین مطالب واقعاً بهترینهایی هستند که وجود دارند و من ندیدم کسی همه دوره را دیده باشد و تغیری احساس نکرده باشد این برای من خیلی جالب بود حتی بسیاری از این عزیزان متخصص و تحصیلات مرتبط دارند و همین موضوع باعث خرسندی بنده شده است. اعتمادبهنفس چیزی نیست که ما بگوییم که نداریم نه اصلاً این طور نیست اعتمادبهنفس چیزی هست که از روز اول در تن و جان انسان وجود دارد کرامت و عزت در انسان وجود دارد که در بخش آموزش حرمت نفس یا همان آموزش عزتنفس کاملاً توضیح دادهام؛ اما اعتمادبهنفس که یکی از مهمترین و شاید بگویم اگر حرمت نفس استخوان روح و روان انسان است دقیقاً اعتمادبهنفس همانند عضلات کاربرد دارند شوربختانه در نوع زندگی و نگاه پدر و مادرها به زندگی و حتی نگاه معلمها و اساتید به زندگی بهگونهای بوده است که همیشه انسانها را تحقیر میکردند و با دعواکردنها با تحقیرها و تنبیهها اعتمادبهنفس و حرمت نفس را از انسانها گرفتهاند فرقی هم نمیکند در جوامع دور و چه ایران این کارهای نادرست را انجام میدهند. اما اعتمادبهنفس در دو نوع است که در ویدئو های بعدی بهخوبی توضیح دادهام؛ اما ماجرا ازاینقرار است که ما اعتمادبهنفس را داریم فقط منفی یا مثبت میشود تصور کنید که شما یک هدف را برای خودتان ترسیم میکنید خب اصلاً قراردادن این هدف شما از کجا نشئتگرفته است؟ مثلاً اگر میخواهید یک خودرو شاسیبلند خیلی گران را بخرید واقعاً میخواهید با آن پز بدهید؟ یا چه دلیلی دارد؟ بهترین دلیل میتواند امنیت زیبایی و خیلی از مواردی باشد که در دید خود شما بهتر است؛ اما موضوع این است که چون دلیل محکم و تصمیم قاطعانهای ندارید شاید آن تلاش عجیبوغریب را نکنید یا آن انگیزه بسیار زیاد را نداشته باشید برای همین هم شاید دیرتر به آن هدف دست پیدا کنید یا اینکه خدایی نکرده اصلاً دست پیدا نکنید و این جاست که اعتمادبهنفس شما منفی میشود و کمکم درگیریهایی را برای خود ایجاد میکنید؛ اما راهحل و آسان چیست؟ این جمله کلیدی را بخوانید سپس پاراگراف بعدی را مطالعه بفرمایید: من از عهده کارها برمیآیم دانایی و توانایی درود بر شما وقتی که این مطلب را میخوانید؛ یعنی شما با دیگران بسیار تفاوت دارید و ذهن و زندگی شما کاملاً متفاوت است برای همین این نوید را به شما بدهم که اعتمادبهنفس شما کمکم مثبت و در حد عالی خودتان قرار خواهید گرفت. راهحل به این صورت است که اهداف بلندمدت میانمدت و کوتاهمدت را که در ویدئو های آخر توضیح دادهام کامل مینویسید؛ اما نکته مهم اینجاست که قبل از آن بگذارید مغز و ذهن ما به این ماجرا عادت کند برای همین بین ده تا پنجاه تا کار آسان را در نظر میگیرید و هر کدام از آنها را تمام میکنید این یکی از راه های عجیب افزایش اعتمادبهنفس یا اعتماد به خودتان است. از همه مهمتر اینکه کارها را عجیب و غرید در نظر نگیرید؛ مثلاً مسواکزدن مثلاً هفتهای یک کلمه زبان یادگرفتن میدانید رمز این است که انسان باشند و وقتی که مثلاً پانزده عدد از این اهداف را به اتمام رساندید تمام وجودتان به خودتان اعتماد پیدا خواهد کرد و اعتماد شما آنچنان خواهد شد که حال میتوانید تصمیمهای بزرگتر اهداف سنگینتر را در نظر بگیرید و چون مغز و ذهن شما این موارد را آموخته است و خودتان به خودتان اعتماد پیدا کردید دیگر مسیر برای همیشه هموار شده است. به امید پیروزی همه ایرانیان، لطفاً تا انتها این برنامه با ما باشید